حالا...بگید...عشق یعنی چی ؟...معنی کنید برایم ..همین حالا...معنی ..عشق را
بی شک دنیا به اخر نرسیده است شاید ...این منم ...که به اخر خط رسیده ام شاید ...حالا برای درک .....این دنیا برای تحمل ...این دنیا باید ....شاید......خیلی قوی باشم باید .....شاید ....خیلی بی خیال باشم شاید ....باید ....خیلی بی غیرت باشم چون من ...و ...امثال من ..نمی تونند ...اینطوری باشند واسه همین ...شاید ...به اخر خط می رسیم چرا ؟!!!؟؟ چون توی این دنیا عشق معنایی نداره چون عشق....ان معنای حقیقی و واقعی خودشو از دست می ده تو مریضی ...اگه عاشقی کسی از عشق چیزی نمی دونه چون همه دنبال پول و مقامند چون من ؟؟!!!!؟؟؟.....احمق مباش چرا که عشق ....حالا واژه ای .....بی معناست حالا ...حالا....حالا عشق خانه ای ویلایی.....در قیطریه است ویلایی ...در رامسر است حساب بانکی ...پر از پول ...توی بانک ملی است یه خونه توی اروپاست یه دختر 18 ساله ..واسه یه مرد 80 ساله است عشق ..حالا ....یعنی ...هیچ ...از هیچ ...تا هیچ لطفا عشق را ..برای من ..تفسیر مکن دیگه حاضر نیستم ...عاشق بشم دیگه ...دل من سنگ شده چون ..عاشقی ...نیرنگ شده بهزاد . ع . تبریزی 09.03-1389
نوشته شده توسط behzad در یکشنبه 9 خرداد 1389 ساعت 3:23:10 PM